تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
در آستان مرگ که زندان زندگیست
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست
چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم
خود مدعی که نمره ی انصاف اوست صفر
در امتحان صبر دهد نمره بیستم
گر آسمان وظیفه ی شاعر نمیدهد
گو نام هم بخیفه بلید نیستم
سرباز مفت اینهمه درجا نمیزند
سرهنگ گو ببخش بفرمان ایستم
گوهرشناس نیست در این شهر شهریار
من در صف خزف چه بگویم که چیستم
با سلام
بنا به گفته بعضی از بزرگواران :
این شعر شهریار در وصف حضرت امام حسن مجتبی (ع) ، کریم اهل بیت می باشد .
البته اگر کمی دقت کوتاه شود کلیدهای جالبی بدست می آید که تاکید بر همین مضمون دارد .
برای مثال در بیت :
خود مدعی که نمره ی انصاف اوست صفر
در امتحان صبر دهد نمره بیستم
مدعی ، همان معاویه بن ابوسفیان (لعنه الله علیه) می باشد که همیشه به صبر امام حسن مجتبی (ع) اذعان داشته بود .
و دیگر کلید ها ... .
به امید موفقیت
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:15 توسط عابدین
|
ما ز دوست غیر از دوست