سوختن

سوختن 

 

...(ادامه مطلب)... 

ادامه نوشته

همنشین ... .

""مراقب باش!

چای اگر یک شب تا صبح کنار صابون باشد طعم و بوی صابون می گیرد و دیگر به درد نمی خورد و جایش سطل زباله است . 

چرا؟           چون همنشین صابون بوده است . پس همنشینی اثر دارد . ما هم با هر کس بنشینیم و نشست و برخاست داشته باشیم ، رنگ و بوی او را می گیریم . خیلی ها که جهنمی می شوند از همین راه است . ندیدی در قرآن یکی از ناله های اهل جهنم همنشینی با رفیق های ناباب است .

يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿۲۸﴾ فرقان

ای کاش با فلانی همنشین و رفیق نبودم ."" 


سلام

متن بالا که در بسیاری از وبلاگ ها چرخیده و کپی شده و همچنین این روزها خیلی به اهالی محترم شهر تهران و علی الخصوص مترونشین های آن (کسانی که از مترو برای حمل و نقل درون شهری استفاده می کنند!!) چشمک می زند و بسیاری این متن و چند متن مشابه آن را در روز چندین بار می خوانند . 

یک جای کار می لنگد ، شما حس می کنید یا نه ؟ شاید به خاطر اینکه ... 

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

بهار ...

که می گوید با یک گل بهار نمی شود ؟ 

من گلی را می شناسم که به تنهایی بهار است ! 

گل من دنبال باغبان نمی گردد ، چون باغبان با اوست . 

گل من دنبال چند بلبل خوش الحان است تا روز تیره و تار این دنیای پست را با وجود روشن و سبزش چون شب مهتابی روشن و نورانی تر از روز کند و همه کس را سیراب از عشق الهی کند . 

من عاشق این گل هستم تا زمانی که با ظهور مست کننده خود ، به معنای واقعی کلمه از کران تا کران را بپوشاند و دنیا را با رحمت واقعی خداوندی سیراب کند . 

خوشا به حال کسانی که به سوی او دوانند تا از عطر وجودش نشئه ای بردارند . 

ای کاش ، آنانکه آن عطر زیبا را به خود زده اند و خوشبو گشته اند از کنارم بگذرند تا به لطف حضور و همنشینی با آنها ، یادآوری آن عطر زیبا دوباره در وجودم میسر شود . 

ای کاش دوست درد دلم دوا کند . 


...

فدای تن خسته ات ، نفس بی رمق من 



** انتظار و آرزو ، چقدر سخت است منتظر یک صبح بهاری ماندن . 

خدایا ...

خدایا ، 

درد دادی و درمان ندادی ، 

گفتم باز هم شکر . 

ولی من از خدایی تو به خودت شکایت می کنم که یک سلام هم به من ارزش ندادی تا ... . 

هر چند ، باز هم شکر ، 

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

خدایا

خدایا ، 

خدایا ، این صدا را می شناسی ؟ 

من او را دوست دارم ، دوست دارم 

خدایا ، 

درد دادی ، پس درمان چه می شود !!! 

من بنده کم طاقتت هستم که ، 

بعد از شکر دردهای داده ات ، تقاضای رسیدن درمان سریعتر آن را هم دارم . 

درد نعمت است ، هزاران حرف برای نعمت بودن درد وجود دارد و من با جان و دل ... 

...(ادامه مطلب با رمز التماس دعای خودمان)...

ادامه نوشته

بهشت زهرا (س)

بهشت زهرا (س) 

خاطره ای به یادماندنی 

صبح امروز به همراه یکی از دوستان قصد حضور در یکی از هیئت ها را داشتیم ، ساعت 7:20 صبح جلوی درب هیئت رسیدیم ولی خبری نبود . نمی دانستیم این هیئت ماه مبارک رمضان برنامه ای ندارد . 

موقع برگشت ، به پیشنهاد دوست گرامی ام ، به حرم امام خمینی (ره) ، بهشت زهرا (س) و آستانه مبارکه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) رفتیم . 

تمام سفر امروز یک خاطره جالب بود که ناخواسته پیش آمده بود . 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

من او را دوست دارم

خدایا ، 

خدایا این صدا را ........

      خدایا این صدا را می شناسی ؟ 

                            این صدا را می شناسی ؟ 

                                                       می شناسی ؟ 

                                                                می شناسی ؟ 

من او را دوست دارم ، دوست دارم 

     من او را دوست دارم ، دوست دارم 

                          دوست دارم ، دوست دارم 

                                  دوست دارم ، دوست دارم 

                                                                دوست دارم 

                                                                      دوست دارم 

                                                                               دوست دارم 



** من او را دوست دارم ، دوست دارم . 
** منتظر یک سلام هستم ، تا از فنا به بقا برگردم . 

رشک

مردم ز رشک ، چند بینم که جام می 

لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند 

طالب آملی 



**

معافیت دائم

سلام 

خیلی ها از اینکه معاف شوند خوشحال می شوند ولی معافیت دوست نداشتنی هم وجود دارد . ای کاش سوالی نپرسیده بودم و ... . 

امروز دوباره از ته دل درد کشیدم . 

رفته بودم ببینم شرایطم برای اهدای خون چظور است ، چند روز داروهایم را مصرف نکنم و درد را تحمل کنم تا شرایط اهدا را داشته باشم . 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

هنوز امیدی هست ؟

خدایا 

هنوز امیدی هست ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! 

خدایا در مقابل تو می ایستم و فریاد می زنم : 

هنوز امیدی هست ؟؟ 

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

بازی نابرابر

بسم الله الرحمن الرحیم 

خدایا ، چقدر زود باختم ، این بازی نابرابر را ، 

یک روز فکر کرده بودم ، این بازی نابرابر بین من و شیطان را ، حتما خواهم برد . 

آنقدر به خودم مطمئن بودم که ذره ای احتمال باخت خودم را نمی دادم . 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

امتحان های خدایی

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

خدایا ، چه بی رحمانه می بخشی ! 

بی حساب می بخشی و بی رحمانه عجیب ! 

بر یکی آنقدر می بخشی که سراسر نشانه می شود و بر یکی آنقدر فقر می فرستی که گویی فراموش شده ای بیش نیست . امروز به لطف بخشش های بیکرانت ، آنقدر هستم که زنده باشم و امیدوار . ولی نمی دانم چرا باید حسرت نصیب من باشد . چرا کمی زودتر به من یادآوری نشده بود که من هم فقط یک انسان ساده و ساده دل هستم ؟ تا اشتباه بزرگی را مرتکب نشوم و عُجب و غرور مرا فرا نگیرد و دنیا را از آن خودم نبینم . 

خدایا در تعجب بودم از امتحانات عجیبت ، و شکرگذار از بابت سختی ها و نامهربانی های لطیفت تا مغرور نشوم و دوباره اشتباه نکنم . 

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

درد

ای کاش این درد تمام بشود . 

ای کاش این دوری و فاصله تمام بشود . 

فرق دارد ولی الآن دیگر مهم نیست ، 

فقط تمام بشود : 


یا به یک سلام 

و یا به مرگ من 



** خدا را 

یک دعا

بسم الله الرحمن الرحیم 

یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ 

صَلِّ على محمد و آل محمد 

و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ 

یا ارحم الراحمین

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

اللهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الحُسَيْن

اللهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الحُسَيْن يَوْمَ الوُرُودِ ، 

وَثَبِّتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الحُسَيْنِ وَأصْحابِ الحُسَيْن 

الّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْن عَلَيْهِ السَّلام.





** رمضان به روز دوم رسید و قلب کوچک من هنوز چشم به راه است و از امید لبریز . به التماس ، امید را در من نمیران . چشم قلب من به دستان با برکتت دوخته شده و ... . 

درد دل کوتاه با خدا

سلام 

کلمات و جملات در ذهن کوچکم در حال سرریز شدن هستند ، 

ولی ، 

امروز شعری نیست . حرفی نیست . 

امروز فقط درد هست و انتظار . 

خدایا تا به کِی ؟ 

هر چی التماس می کنم ، هم جوابی نمیگیرم . 

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

امید

ما شاءالله ، لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم 

سلام 

در دلم امیدی دوباره حس می کنم . 

با خدا عهد کردم ، اگر فرصتی دوباره بدست آورم ، تمام تلاشم را انجام دهم تا به بهترین نحو ممکن جبران کنم اشتباهاتم را . و از خدا خواسته ام که از وجودش سیرابم کند و این امید مرا دوباره به لطف بیکران خویش به حقیقت تبدیل کند . 

بدون هیچ حرف اضافه ای ، تنها ، تقاضا می کنم . ... . 

ندایی در درونم حس می کنم که می گوید هنوز امید هست . از این ماه با عظمت هدیه ای می خواهم که مرا به آرزویی برساند که ماندگار شوم . 

فقط خدای عزیز ، زودتر که دلم از دلتنگی در حال انفجار است . تنها با یک سلام ، فرصت شروع دوباره و حقیقت امید را به من برسان . 

به حق حسین (ع) و حسن جان (ع) مهدی (عج) . 

ان شاءالله 

** بیقرار و منتظر 

تنها به یک سلام

امشب دل من برای یک سلام دلتنگ است و صفای وجودش را برای آن سلام به باد خواهد داد . 

اگر از فرسنگ ها دورتر ، حتی از کعبه وجودت ، حتی از طبقه هفتم و یا حتی هشتم آسمان ، حتی از اعماق دریاها و اعماق زمین ، حتی از نهایت بهشت که برای دست های کوچک من تنها آرزویی بوده ، حتی از ... 

و اگر از نزدیک ترین نقطه ، حتی نزدیک تر از درب خانه ام ، حتی نزدیک تر از مُهر میان سجاده ام ، حتی نزدیک تر از دانه های تسبیح لابلای انگشتانم ، حتی 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

مرگ یا امید

هنوز چشم به راهم مگر به معجزه ای 

لبت دوباره به این خاک مرده جان بدهد 


امشب باز هم پلک دلم می پرد . 

در وقت نماز ، باز دلم هوای پر کشیدن داشته . 

خدایا چه کنم تا باز دوباره اوج گیرم ؟ 

من امید می خواهم . 

امید می خواهم تا مرگی دیگر را نپذیرم ! 

یا مرگ می خواهم تا

...((ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

بهای نان - کارو

بهای نان 

دوش مست و بی‌خبر بگذشتم از ویرانه‌ای

در سیاهی شب، چشم مستم خیره شد بر خانه‌ای


چون نگه کردم درون خانه از آن پنجره

صحنه‌ای دیدم که قلبم سوخت چون جانانه‌ای

...(ادامه مطلب)...
ادامه نوشته

ای تیر و کمان به کف گرفته - مرحوم آغاسی

ای تیر و کمان به کف گرفته 

مولای مرا هدف گرفته 


ای خون به دل امام کرده 

در نفی ولی قیام کرده 

...

آیا خبر از معاد داری ؟

...

باز آمد و فتنه زیر سر دارد 

غافل که خلیل ما تبر دارد

...(ادامه مطلب)...

ادامه نوشته

کوثر - امام خمینی (ره)

کوثر

بر لب کوثرم ای دوست؛ ولی تشنه لبم

در کنار منی، از هجر تو در تاب و تبم


روز من با تو به شب آمد و شب با تو به روز

در فراقِ رخ ماهت، گذرد روز و شبم

امام خمینی  

ادامه نوشته

زیارت - فاضل نظری

زیارت

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

از جاده سه‌شنبه شب قم شروع شد


آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه

آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد


ادامه نوشته

در انتظار یک سلام

اگر یک سلامم را پاسخ گویی ، 

شیرینی آن را با تمام جهان قسمت خواهم کرد . 


ادامه نوشته

بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را  

ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی 

تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی 


بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را 

آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی


بی‌ وفا نگار من، می‌کند به کار من 

خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی


...(ادامه مطلب)...

شیخ یهایی  


ادامه نوشته

راز و نیاز با معبود

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی 
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …

گفتی: فانی قریب 

     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::. 


گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …

گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

بهشت ؟

از سوی یکی از مخاطبان توصیه شده که این نوشته نخوانید ، اگر بهشت را برای خود مصور (تصویرسازی ذهنی) کرده اید . 

و اما بهشت : 

مطمئنا در جهان دیگر نیازهای جسمانی وجود ندارد . ان شاءالله بهشت نصیبتان خواهد شد و خواهید دید (درک خواهید کرد ، نه با چشم سر) که دیگر نیازی وجود ندارد و این که گفته می شود بهشت پر نعمت محیاست و مومنان واقعی به هر چه اراده کنند دست خواهند یافت ، آن چیزی نیست که فکر کنم 

...(ادامه مطلب)...


ادامه نوشته

بزرگ مرد فداکار ، شهادتت مبارک  

سلام 

چند روزی است که از شبکه استانی تهران در خصوص آتش نشان فداکاری یاد می شود که برای نجات جان دختر بچه ای که در آتش سوزی ساختمان ، در طبقه دهم گیر افتاده بود از جان خود گذشت . او زمانی برای تصمیم گیری نداشت ، فکر می کنم او قبل از رفتن به محل حادثه تصمیمش را گرفته بود ، شاید خیلی زودتر ، زمانی که قصد استخدام به عنوان آتش نشان را داشت تصمیم گرفته بود . 

زمان بازگرداندن دختر بچه ، با بخار و دود سمی زیادی مواجه شد ، برای نجات جان دختر حاضر شد از جان خودش بگذرد و ماسک ایمنی خودش را بر روی صورت خواهرش گذاشت و همین امر باعث استنشاق بیش از حد مواد سمی شد و بعد از یک هفته به دیار باقی شتافت . به ملاقاتی رفت که همه ایثارگران برایش صف کشیده اند . 

وقتی بغض خبرنگار آتش نشانی را دیدم ، دلم آب شد . 

مردی و مردانگی را به معنای واقعی کلمه به اثبات رساند وقتی که 

ادامه مطلب و عکس های بیشتر 


ادامه نوشته

ایثار و ایثارگر واقعی

ھمانطور که مکرراً می شنویم دعوی ایثار از جانب آدمی یکی از ابلیسی ترین و ناحق ترین ادعاھا و احساسات است . 

مخلوق ناتوان و میرائی چون آدم را چه کار به ادعای ایثار . 

ایثارگر فقط خداست 

و آدمی فقط می تواند از نداشتن ھا و عذاب ھا و ماست ریخته شده اش ایثار نماید ! 

ھمه عداوت ھا و کینه ھای تراژیک بشر محصول چنین ادعا و احساس مالیخولیائی است . 

نکته اینکه همواره بزرگتر در حق کوچکتر گذشت و فداکاری و ایثار دارد . 

به نوعی صاحب حق ، ایثارگری می کند . 

ولی این پایان کار نیست . 

هستند کسانی که ، از جان ناقابل خود می گذرند تا از بابت این گذشتن از جان به بهره ای بالاتر برسند . و اینجاست که خدای متعال این گذشتن از جان را آنگونه می پسندد که گذرنده در جای یدالله قرار گیرد و همچون دست خدا ایثارگری خدا را در حق یک بنده دیگری ایفا کند . 

و شهدا همان دستان خدا هستند . 

به امید موفقیت 


بی قرار یار - ما یا آقا (عج) ؟

بی قرار یار 

گفتم که از فراغت عمريست بي قرارم

گفت از فـــراق ياران من نيز بي قرارم


گفتم به جز شما من فرياد رس ندارم

گفتا به غير شيعه من نيز کس ندارم


ادامه نوشته

غروب سه شنبه


خدای عزیز ! 

هیچ فکر نمی کردم نارنجی و بنفش تا این اندازه به هم بیایند ، تا وقتی که غروب خورشیدی را که روز سه شنبه ساخته بودی ، دیدم ، معرکه بود ! 


به امید موفقیت